غياث الدين منصور دشتكي شيرازي

146

تحفة الفتى في تفسير سورة هل أتى

كه طالب فيوضى ديگر شوند ، به شرابى تشبيه ساخته كه با زنجبيل آميخته است . وآن كرامتها وعناياتى كه شوق در پى ندارند وسردى وآرامش را فرآهم آورند ، به شرابى آميخته با كافور مانند شده است . واين مطلب رمزى از اسرار مستى را به تو مىنماياند . رمز گرانبها : شرابى كه برگرفته از آن چشمه است ، چون با طبيعت گرم وآتشين خويش ، ناهنجارهاى طبيعي را مىزدايد ، به زنجبيل آميخته وازآن‌جهت كه سردى وبرودت يقين وآرامش را همراه دارد ، مخلوط با كافور است . بدين ( سخن ) دقت كن ، اين رازي است كه در دل رازها نهفته دارد . مشرق پانزدهم تفسير آيهء هيجدهم - چشمهء فيض الهى آية : عَيْناً فِيها تُسَمَّى سَلْسَبِيلًا « سلسبيل » ، « تسلسل » « سلسل » ، آبى را گويند كه به سرعت در كأم رود . ومقصود از اين چشمه نيز همان چشمهء پيشين است . جز آنكه اينك متذكر وصف روانى وشتاب فيض الهى در حق ايشان شده است ونيز آسان در چنگ آوردن معقولات . سپس چون جام را به طعم زنجبيل ، موصوف ساخت و ( محتواى ) جام از اين چشمه بود ، با توصيف چشمه به روانى وگوارايى در كأم ، بيان مىدارد كه علىرغم داشتن مزهء زنجبيل فاقد خاصيت گرمى وگزش آنست . مشرق شانزدهم تفسير آيهء نوزدهم - جوانان مخلّد بهشت آية : وَيَطُوفُ عَلَيْهِمْ وِلْدانٌ مُخَلَّدُونَ إِذا رَأَيْتَهُمْ حَسِبْتَهُمْ لُؤْلُؤاً مَنْثُوراً ترجمه : « همواره پسرانى به گردشان مىچرخند ، كه چون آنها را ببينى پندارى مرواريد پراكنده‌اند . » مقصود از طواف همان است كه ذكر كرديم . وولدان عبارتند از عقول مجرد فعال . و « تخليد » ( جاودانگى ) بيان اين است كه همهء ايشان ماندنى هستند تا زماني كه علتشان ماندگار است . واين مطلب روشنى است . اينكه به مرواريد پراكنده‌شان تشبيه كرده ،